پنجشنبه
04
اسفند
1390
نرم افزار قانون همراه مورد استفاده وكلا
نام کاربری رمزعبور رمزعبور خود را فراموش کردید؟ نام کاربری خود را فراموش کردید؟ ایجاد یک حساب کاربری
Personalize

فروشگاه محصولات حقوقی

برای خرید محصولات ما به

فروشگاه موسسه

مراجعه کنید.

به روز رسانی قانون همراه

به روز رسانی قانون همراهنسخه جدید قانون همراه با پشتیبانی از گوشی های لمسی و امکانات جدید آماده به روز رسانی است.

 

دایرکتوری هوشمند حقوقی

آمار سایت

اعضا : 2886
محتوا : 2917
بازدیدکنندگان : 640313
صفحه اصلی > ترمینولوژی >

زارع: زارع كسي است كه مالك زمين نيست و در زمين متعلق به ديگري كشاورزي مي‌كند و مقداري از محصول را به صورت نقدي يا جنسي به مالك مي‌دهد. (بند 4 ماده 1 قانون مربوط به اصلاحات اراضي مصوب 26/2/1339)



زارع :در قانون اصلاحات ارضی 19 – 10 – 40 زارع کسی است که مالک زمین نیست وبادارا بودن یک یا چند عامل زراعتی شخصاً و یا به کمک افراد خانواده خود در زمین متعلق به مالک مستقیماً زراعت می کند و مقداری از محصول را بصورت نقدی یا جنسی بمالک میدهد.

 

زارع صاحب نسق: زارع صاحب نسق كسي است كه مالك زمين نبوده و با دارا بودن يك يا چند عامل زراعتي شخصاً و يا با كمك خانوار خود در اراضي معيني از موقوفه زراعت مي‌نمايد و مقداري از محصول را به صورت نقدي يا جنسي به موقوفه مي‌دهد. (بند 5 ماده 1 آيين‌نامه قانون ابطال اسناد فروش رقبات، آب و اراضي موقوفه مصوب 7/9/1363 هيأت وزيران)



زانی : (فقه – جزا) کسی که مرتکب جرم زنا شده است. (رک.زنا)


زانیه : (فقه) زنی که مرتکب جرم زنا شده است.


زایچه : یا ورقه ولادت : ورقه ای است که هنگام ولادت کودک نوشته می شود و اداره آمار از روی آن ورقۀ شناسنامه تهیه می کند. استعمال زایچه به معنی (متولد) غلط است.

 

زبان و خط رسمي (ايران): زبان و خط رسمي و مشترك مردم ايران فارسي است. اسناد و مكاتبات و متون رسمي و كتب درسـي بايـد به ايـن زبـان و خط بـاشـد ولـي استفاده از زبان‌هاي محلي و قومي در مطبوعات و رسانه‌هاي گروهي و تدريس ادبيات آن‌ها در مدارس، در كنار زبان فارسي آزاد است. (اصل 15 قانون اساسي)

زراعت: عبارت است از توليد محصول به وسيله عمليات زراعتي يا باغداري. (بند 5 ماده 1 آيين‌نامه قانون ابطال اسناد فروش رقبات، آب و اراضي موقوفه مصوب 7/9/1363 هيأت وزيران)

 

زراعت : الف – در لغت به معنی بذر افشاندن است و اختصاص به غلات ندارد در زبان فارسی هم اختصاص آن به غلات محرز نیست با این وصف در معنی زراعت (و تطبیق آن بر زمینی که در آن گل و درختان زینتی کاشته می شود ) در تبصره دوم ماده یک قانون مالک و مستأجر مصوب 10 -3 -1339 تردید و اختلاف نظر در دادگاهها دیده شده است . ب – در قانون اصلاحات اراضی 19 - 10 – 40 به معنی تولید محصول بوسیله عملیات زراعتی و باغداری است .



زراعت آبي: زراعتي است كه با استفاده از آب دائمي رود، استخر، قنات، چشمه، چاه يا امثال آن به عمل آيد. (بند و ماده 1 آيين‌نامه اجرايي قانون اصلاح ماده (34) قانون حفاظت و بهره‌برداري از جنگل‌ها و مراتع مصوب 14/3/1354 و الحاق چند تبصره  به آن مصوب2/7/1374هيأت وزيران)

زراعت مكانيزه: زراعتي كه در آن قسمت اعظم عمليات زراعتي وسيله ماشين‌آلات كشاورزي و به كمك كارگر كشاورزي انجام شود زراعت مكانيزه ناميده مي‌شود. (ماده12آيين‌نامه اجرايي مواد الحاقي به قانون اصلاحات ارضي (كه رد آن به تصويب مجلسين رسيده است) مصوب 29/10/1343)

 

زراعت مکانیزه : زراعتی که توسط کارگر کشاورزی انجام و حداقل , عملیات شخم بوسیلۀ ماشین کشاورزی صورت گیرد زراعت مکانیزه شناخته می شود (ماده 20 آئین نامه اصلاحات ارضی 19 - 10 – 40)


زقاق (بضم اول)  : (فقه) کوچۀ تنگ را گویند خواه بن بست باشد خواه نه و در همین معنی سکه (بکسر اول و تشدید ثانی ) استعمال می شود و گاه سکه به معنی کوچه و معبر وسیع است.


زق زار : (فقه) زمینی است موات که آت هرزه ترشح می کند و احیاء آن به زه کشی و بر انداختن آب هرزۀ آن است.


زکات : (فقه) حقی است قانونی که بشرط نصاب باید صاحب مال آن را بپردازد و مصرف آن معاش فقراء و مساکین و حقوق مأموران وصول زکات و مأموران پرداخت آن به مستحقات (فقراء و مساکین) و مولفۀ قلوب و برای آزاد کردن بندگان و پرداخت دیون مفلسان و پرداخت هزینۀ رجعت مسافرینی که تمکن بازگشت را ندارند و کلیه امور عام المنفعه مانند ساختن راهها و پرداخت حقوق معلمان و هزینۀ تحصیل اشخاص فاقد بضاعت و نشرکتب سودمند و مانند اینها است .


زمان اضطرار: زمان اضطرار از لحاظ اين قانون و مقررات سازمان دفاع غيرنظامي عبارت از وضعي است كه تماميت ارضي كشور، امنيت ملي يا زندگي عادي مردم در اثر اقدامات عناصر ضدملي داخلي يا دشمنان خارجي يا حوادث و سوانح غيرمترقبه طبيعي و بروز آفات به مخاطره افتد كه در اين حالت بنا بر ضرورت در يك يا چند منطقه يا سراسر كشور با تصويب هيأت وزيران و صدور فرمان همايوني زمان اضطرار اعلام مي‌گردد. (ماده 3 قانون آمادگي ملي و بسيج غيرنظامي مصوب 23/2/1354)



زمان اضطرار: زمان اضطرار از نظر دفاع غيرنظامي عبارت از زماني است كه بر اثر وقوع هر نوع حملات هوايي يا زميني يا دريايي و آثار ناشي از آن‌ها يا حوادث طبيعي و سوانح غيرمترقبه حيات و منافع اجتماعي و ملي به مخاطره افتد و توده مردم و ثروت‌هاي ملي مورد تهديد قرار گيرد.(ماده 5 آيين‌نامه اجرايي قانون اصلاح قانون سازمان دفاع غيرنظامي كشور مربوط به وظايف و تشكيلات مصوب 27/12/1351)

زمان تحصيل: با زمان ثبت‌نام اوليه در دانشگاه آغاز و با اخذ مدرك يا گواهي موقت يا انصراف يا اخراج خاتمه يافته تلقي مي‌شود. (بند هـ ماده 1 تكميل آيين‌نامه انضباطي دانشجويان جمهوري اسلامي ايران مصوب 14/6/1374 شوراي عالي انقلاب فرهنگي)



زمان تحصيل: با زمان ثبت‌نام اوليه در دانشگاه آغاز و با اخذ مدرك يا گواهي موقت يا انصراف يا اخراج خاتمه يافته تلقي مي‌شود. (بند هـ ماده 1 آيين‌نامه انضباطي دانشجويان جمهوري اسلامي مصوب 20/4/1374 شوراي عالي انقلاب فرهنگي)



زمين: منظور از زمين (ارض) در اين قانون زميني است كه بتوان آن را براي يك يا چند نوع از امور كشاورزي مورد استفاده قرار داد.(بند 9 ماده 1 از قانون مربوط به اصلاحات ارضي مصوب 26/02/1339)



زمين آبي: زميني است كه زراعت آن از آب دائمي رود يا استخر يا قنات يا چشمه يا چاه و امثال آن آبياري مي‌شود. (رديف ت بند 9 ماده 1 از قانون مربوط به اصلاحات ارضي مصوب 26/2/1339)



زمين باير: زميني است كه در آن عمليات زراعي انجام نگرفته باشد. (رديف الف بند 9 ماده 1 قانون مربوط به اصلاحات اراضي 26/2/1339)



زمين خالصه: مقصود از آب و زمين خالصه كه در مورد فوق ذكر شده است آب و زميني است كه در تصرف دولت باشد و خالصجات انتقالي را كه در حكم املاك اربابي است و همچنين طاحونه‌هايي را كه با آب نهرهاي اربابي منشقه از رودخانه‌ها كار مي‌كند شامل نمي‌شود. (ماده 6 قانون حق‌الارض و حق الماء طواحين اربابي واقعه در اراضي خالصه دولتي مصوب 30/3/1301)



زمين ديم: زميني است كه زراعت آن از آب باران يا سيلاب مشروب مي‌شود. (رديف ث بند 9 ماده 1 قانون مربوط به اصلاحات ارضي مصوب 26/2/1339)



زمين رها شده: زمين رها شده زمين مسبوق به احيايي است كه مالك از آن اعراض كند. (بند 2 ماده 1 از قانون نحوه اجراي اصل 49 قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران مصوب 17/5/1363)



زمين موات: زمين موات از نظر اين قانون زميني است كه تعطيل مانده و عمران و آبادي در آن به عمل نيامده باشد. عمران و آبادي قابل قبول به شرح زير است. (ماده 2 آيين‌نامه قانون لغو مالكيت اراضي موات شهري و كيفيت عمران آن مصوب 22/5/1358 هيأت وزيران)



زمين‌هاي متعلق به دولت: منظور از زمين‌هاي متعلق به دولت، ياد شده در ماده (13) قانون، كليه زمين‌هايي است كه به نام دولت داراي سند بوده يا در جريان ثبت به نام دولت است. همچنين كليه زمين‌هاي ملي شده و مواتي كه طبق قوانين مصوب و آراي كميسيون‌هاي مربوط، متعلق به وزارت مسكن و شهرسازي است، اعم از اين‌كه به نام دولت ثبت شده يا نشده باشد، نمايندگي دولت در مورد زمين‌هاي مزبور با سازمان زمين شهري يا دستگاهي است كه وزارت مسكن و شهرسازي به آن تفويض اختيار مي‌كند. (ماده 33 آيين‌نامه اجرايي قانون زمين شهري مصوب 24/3/1371 هيأت وزيران)


زمین : در قانون اصلاحات ارضی 19 -10 -40 زمین زیر کشت یا آیش است که برای یک یا چند نوع از امور کشاورزی مورد استفاده قرار می گیرد .


زمین بیاض : زمینی که مشخصات ذیل را دارا باشد: الف – ملک باشد خواه مجهول المالک باشد خواه نه . بنابراین به زمین موات ,بیاض گفته نمی شود.ب – مشغول به زراعت یا بنا یا درخت و چمن ومانند این امور نباشد خواه محصور باشد خواه نه خواه زمین از اراضی زراعتی باشد خواه نه .


زمین خالصه :رک .خالصه


زمین شاهی : ( تاریخ حقوق) این اصطلاح تا یک قرن اخیر وجود داشته و معلوم نیست مرادف خالصه استعمال شده یا نه. بعضی آن را ملک مجهوالمالک محیات (دائر) دانسته اند که در تصرف شاه باشد (جامع الشتاب – صفحه 213) به هرحال خصوصیات این اصطلاح چندان روشن نیست ولی غالباً در اراضی خالصه بکار می رفته است .


زن : درلغت معنی آن معلوم است . در اصطلاحات ذیل بکار می رود:


زن حائل : (فقه – مدنی) زنی که آبستن نباشد . در مقابل زن حامل استعمال شده است .


زن حامل : (فقه - مدنی) زن آبستن را گویند . و حمل از زمان انعقاد نطفه است تا زمان وضع حمل .


زن دائم : (مدنی – فقه) زنی که به عقد ازدواج دائم به نکاح کسی در آمده باشد. در اصطلاح دیگر که عامیانه هم هست اورا زن عقدی نامند کانه متعه عقد نیست و حال اینکه متعه هم نوعی عقد است به هر حال اصطلاح عامیانه مذکور در حد خود ظرافتی دارد.


زن صیغه : (مدنی – فقه) زنی که به عقد نکاح منقطع شوهر کند (ماده 1075 قانون مدنی)این اصطلاح عامیانه ناشی از آنجا است که این ازدواج عاری از رسوم  و عادات عقد نکاح دائم است و بصرف خواندن صیغه عقد رابطه زناشوئی حاصل می شود.


زن عقدی : ( مدنی – فقه)  در اصطلاحات عامیانه به زنی می گویند که به نکاح دائم شوهر کرده است زوجه دائم اصطلاح علمی آن است.


زن متعه : (مدنی – فقه) به معنی زن صیغه است (رک.زن صیغه)


زنا: زنا عبارت است از جماع مرد با زني كه بر او ذاتاً حرام است گرچه در دبر باشد، در غير موارد وطي به شبهه. (ماده 63 لايحه مجازات اسلامي مصوب 7/9/1370 مجمع تشخيص مصلحت نظام)



زنا: زنا عبارت است از جماع مرد با زني كه بر او حلال نيست گرچه در دبر باشد در غير موارد مشبهه. (ماده 81 قانون حدود، قصاص و مقررات آن مصوب 3/6/1361)

 

 

زنا : (فقه) جماع غیر مشروع خواه در جهت آلت تناسلی باشد خواه نه . برای تحقق زنا علاوه بر عنصر عدم مشروعیت مواقعه و عمد شرط است که زانی بالغ باشد اگر چه طرف او نابالغ باشد و زانی عاقل باشد ولو اینکه طرف عاقله نباشد و زانیه عاقله باشد اگر چه طرف عاقل نباشد و شرط است که دخول لااقل بقدر حشفه باشد . هم چنین گفته شده است که علم به جرم بودن زنا شرط تحقق این جرم است.


زنای غیر محصنه : رک .احصان


زنای محصنه : رک .احصان


زناشوئی : به معنی نکاح است (رک .نکاح)


زوج : (مدنی – فقه ) مردی که زنی در عقد او است .صدق زوج و زوجه و زوجین به زن و مردی که رابطه زناشوئی آنها قطع شده است محرز و مسلم نیست بنابراین در اعمال ماده 676 آئین دادرسی مدنی فعلیت رابطه زناشوئی شرط است .


زوجه : (مدنی – فقه) زنی که شوهر کرده و بالفعل شوهر داشته باشد خواه به عقد نکاح دائم خواه به عقد نکاح منقطع .


زوجه غیر مدخوله : (مدنی – فقه )زوجه ای که بعد ازعقد ازدواج هنوز شوهر با او دخول (بقدر حشفه ) نکرده باشد (ماده 1092 ق – م)


زوجه مدخوله :(مدنی – فقه)زنی که پس از عقد ازدواج شوهر با او دخول کرده باشد .(ماده 1092 ق- م)


زوجین :(مدنی – فقه) زن و مردی که بین آنها رابطه زناشوئی وجود داشته باشد.(رک . زوج)


زیاده : (مدنی – فقه) مالی که دارای خصوصیات ذیل باشد : الف – عین باشد پس منافع عین مستأجره که مستأجر می برد ریاده نیست . و بعکس اضافه وزن گاو و گوسفند بر اثر چاق شدن و پشم گوسفند که می روید زیاده محسوب است.ب – عین مذکور ممکن است ناشی از طبع مالی باشد که بر آن افزون شده است مانند مورد روئیدن پشم گوسفند ومانند آن , وممکن است با افزودن چیزی از خارج باشد مانند نقاشی کردن ساختمان ویا تعمیرات آن.ج – عین باید نسبت به مالی که بر آن افزوده شده جنبه عرضی داشته باشد یعنی موجب تغییر ماهیت آن نشود بنابراین اگر به خانه ای حمامی بیفزایند یا چاهی در آن احداث کنند زیاده صدق می کند ولی اگر زیاده موجب تغییر ماهیت شود زیاده صدق نمی کند مثل اینکه از ماسه و سیمان لوله های سیمانی بسازند که بکلی مغایر با ماهیت ماسه و سیمان است. د- زیاده همیشه دارای مأخذ زمانی می باشد یعنی باید زمان معینی را مأخذ قرارداد وزیاده را نسبت به آن بسنجد . به جای اصطلاح زیادی و زیادتی هم بکار می رود . ماده 314 -786 قانون مدنی(رک.نماء)


زیادی : (مدنی- فقه)افزایش مال خود بخود (مانند توسعه زمین کنار رودخانه بر اثر سیلاب ) یا به فعل غیر (ماده 314 ق - م) در اصطلاحات ذیل بکار می رود :


زیادی حکمی :(مدنی- فقه)هرگاه بر اثر تصرف در عین مال , قیمت آن زیاد شود بدون اینکه عرفاً چیزی بر عین آن مال افزوده گردد آن زیادی قیمت را زیادی حکمی گویند (در مقابل زیادی عینی ) ماده 314 ق- م


زیادی عینی : (مدنی – فقه) هر گاه متصرف در مال معینی چیزی بر آن بیفزاید (مانند اینکه درختانی در زمینی بکارد یا بنائی در آن زمین بسازد ) این زیادی را زیادی عینی گویند(ماده 3 14ق – م)


زیان : در معنی ضرر بکار می رود (رک. ضرر) و غالباً این دو کلمه فارسی عربی را که معادل یکدیگر با هم بکار می برند و می گویند(ضرر وزیان) این استعمال که از نوع استعمالات مترادف است در تعبیرات حقوقی درست نیست .


زیان دیر کرد : به معنی خسارت تأخیر تأدیه است (تبصره دوم ماده 34 قانون ثبت) رک.خسارت تأخیر تأدیه


زیف : (به فتح اول و سکون ثانی ) (فقه) درهمی که مس در آن کرده باشد